یکی از سنت های بسیار موفق در حوزه های علمیه قدیم، سنت تقدیر نویسی شاگردان از کلاسهای درس استادان بوده است. در این روش، مکتوب سازی اندیشه یک متفکر و استاد به عهده شاگردان قرار می گرفت و شاگردان در یک رقابت جدی تقریرات خود را به استاد ارائه می کردند و در نهایت یک الی دو تقریر از میان انبوه تقریرات، مورد پسند استاد واقع می شد و به عنوان تقریر کامل و دقیق و عمیق به حوزه های علمیه تقدیم می شد.
کتاب بینش تمدنی تقریریست از اندیشه متفکر فرزانه روزگار ما حجه الاسلام و المسلمین سید محمد مهدی میرباقری. متفکری که «وسیع» و «عمیق» می اندیشد و «منظومه وار»؛ و این سه خصلت، محصولات فکری وی را نیازمند دانش پژوهان جوانانی کرده است که با حوصله و دقتِ نظر، آن را بر روی کاغذ ثبت و ضبط کنند. کتاب بینش تمدنی، تلاشی برای آسان سازیِ عمومی ترین محصول فکری حجه الاسلام و المسلمین سید محمد مهدی میرباقری می باشد. البته همین دست یافتن به تقریری بایسته و شایسته از ساده ترین و عمومی ترین محصولات فکری این اندیشمند فرزانه نیز بیش از دو و نیم سال وقت گرفت.
اما قبل از خواندن این کتاب دانستن چند نکته را برای شما خواننده ارجمند ضروری می دانم.
اول: مقرر کتاب از دو اثر مهم استاد میرباقری در تدوین این کتاب بهره برده است
دو ترم تدریس ایشان در سال ۸۷ و ۸۸ در قالب ۲۷ جلسه
دوم فرصت دو ساعته ای که استاد در قالب یک جلسه علمی در اختیار مقرِّر قرار دادند و نظام واره علمی مورد نظر خود را در اختیار او قرار دادند.
اما این کتاب در مفردات خود بر فیش برداری از منابع موجود از استاد میرباقری متکی است که مقرر در مقدمه کتاب به تفصیل از آن گزارش داده است.
دوم: به نظر نویسنده اگر کسی با این پاذل اعتقادی و بینشی که از سوی حجه الاسلام و المسلمین میرباقری ارائه شده است به خوبی ارتباط برقرار کند، وارد در محیط جبهه علمی و فرهنگی انقلاب اسلامی شده است و ماموریت عمیق تری از فعالیت جبهه حق را درک کرده است و می تواند با قلب و فکر و عمل خود به آن ملحق شود. کاری که مسیر او را به سمت لایه های فرهنگی تر ماموریت اجتماعی انقلاب اسلامی تغییر خواهد داد و به تعبیر استاد میرباقری او را با «ضرورت انقلاب فرهنگی» معتقد و همراه خواهد نمود.
سوم: بر روی جلد و در معرفی این کتاب در صفحات اول کتاب از تعبیری با عنوان کلام اجتماعی استفاده شده است. این تعبیر گرچه مبتنی است بر یک دیدگاه خاص از حجه الاسلام و المسلمین میرباقری درباره ماهیت حکمت کلامی که ایشان به دنبال آن هستند، اما شاید اصطلاح «کلام اجتماعی» مجعول مقرّر این کتاب باشد. لذا لازم است برای جلوگیری از هرگونه سوء تفاهم و خلط اصطلاح، آنچه مدنظر از جعل این اصطلاح است توضیح داده شود.
کلام دانشی است قدیمی مضاف به ادیان که محتوای آن اصول و بنیانهای اعتقادی یک دین است و با روشهای درون دینی و -یا حداقل- مورد تایید آن دین، در پی «تبیین» و «توضیح» و «دفاع» از آن دین است. کلام اسلامی در طول هزار و اندی سالی که از عمرش می گذرد، دستخوش تغییرات و تحولاتی شده است اما همواره خود را متکفل تبیین و نظامند کردن اصول اعقتقادی و بینشی دین اسلام می دانسته است که با ورود به «مسائل» و «مقیاس» های جدیدتری که قبلا مورد نیاز نبوده است، خود را «تجدید» و «نو» کند. کلام اجتماعی به معنای شکل گیری کلامی جدید است که هدف آن ساختن نظام واره ای از اعتقادات، برای «عضویت» در یک جامعه مومنانه لازم است، می باشد.