اهمیت اندیشه‌های فایرابند در حوزه معقولیت، در این است که او یکی از بزرگترین ناقدان معقولیت علمی در فلسفه علم می‌باشد. در عین حال او و “کوهن”، مسئول ایجاد و توسعه جریانِِ نسبی‌گرایی که موج سوم فلسفه علم در قرن بیستم توصیف شده است، هستند. به همین دلیل مهم است تا بررسی شود که نظر فایرابند در مورد معقولیت چیست. این پژوهش برآن است تا نظریه معقولیت فایرابند را از خلال آثارش بازسازی و بررسی کند و نقدهای مهمی که در مورد برخی جنبه‌های آن صورت گرفته است را شرح دهد. نظریه معقولیت علمی فایرابند با نسبی‌گرایی و قیاس‌ناپذیری او نیز سازگار است. این سازگاری طوری ایجاد شده است که با سنت عقل‌گرایی غربی در تقابل جدی است.