اثر حاضر تلاشی است برای بیداری هدایت جامعۀ دین­مدار به سوی پی­ریزی محیط اجتماعی خود براساس آموزه­های اسلامی که هدف نهایی رسیدن به معنویت و کرامت انسانی است. با توجه به پیش­رفت­ها و تحولاتی که در عرصه­های مختلف علمی به­وجود آمده و ارتباطات و تبادل اطلاعات باعث شده جامعۀ اسلامی هم تلاش گسترده ­ای برای پیش­رفت و پاسخ­گویی به خواسته­های جامعه و اندیشه­های نوین داشته باشد و برای رسیدن به رسالت خود که ایجاد جامعۀ جهانی اسلامی می­باشد، نیازمند برنامه­ریزی و تلاش فکری و علمی دینی است که به­موجب آن بتواند تمدّن اسلامی را پایه­ریزی و روز به روز برای رشد و بالندگی آن تلاش ­کند.

کتاب حاضر از یک مقدمه و چهار فصل تشکیل شده است. در مقدمه به دلایل و ضرورت طرح چنین موضوعی اشاره شده است که چه نیازی باعث شده که به بررسی مهندسی تمدّن اسلامی پرداخته شود و در ادامه با مطرح کردن دلایل سلبی موضوع و با اشاره به صحیح نبودن تمدّن مادّی و پیامدهای ناگوار اقتباس از آن که از یک طرف جامعۀ بشری را از اعتقادات دینی خود دور می­کند و نظام­های بشر ساخته را تبلیغ و تبیین می­کند و از طرف دیگر از پاسخ دادن به نیازهای فطری بشر عاجز است. از دلایل اثباتی پرداختن به بررسی مهندسی تمدّن اسلامی می­توان به لزوم تحقق آرمان­های دینی از طریق تمدّن سازی اشاره کرد و از طرف دیگر هدف اصلی جامعۀ اسلامی، زمینه­سازی برای اقامۀ تمدّن اسلامی می­باشد که نیاز به زیرساخت­ها و فراهم­ساختن ظرفیت­اجتماعی دارد. در ادامه، تمدّن اسلامی را از سه دیدگاه (فقه فردی، فقه پویا و فقه اجتماعی) مورد بحث و بررسی قرار داده و هدف از این مباحث را ایجاد یک مدل کارآمد برای مهندسی یک تمدّن نوین از طریق بررسی مبادی، مواضع و موانع آن می­داند.

مؤلف در فصل اول به مقایسۀ زیر بناها و رو بناهای هر دو تمدّن الهی و مادّی پرداخته و ارکان و لوازم هر دو تمدّن را شناخت خاستگاه تاریخی هریک از جوامع براساس یک فلسفۀ تاریخی متقن، به­علاوه شناخت پایگاه فکری آن­ها براساس یک نظام فکری منسجم و در نهایت شناخت جایگاه اجتماعی هریک براساس یک الگوی عملی کارآمد، تنها شیوۀ برخورد صحیح با فرد و جامعه در گذار از وضع «موجود» به وضع «انتقالی» و از آن­جا به وضع «مطلوب» است که بر تمام این سه وضع تنها یک جهت حاکم است که این جریان رو به رشد را به آن­چه در کلام وحی مضبوط است، نائل می­سازد، و اگر امروزه برای بسیاری از صاحبان علم ـ به­خصوص دانش­مندان مشرق­زمین که با وجود داشتن گذشتۀ درخشان، چند صد سال است که به مصرف­­زدگی و اقتباس علمی خو گرفته­اند ـ تصدیق این نکته دشوار باشد که پیش از رنسانس علمی، اطوار دیگری از علم با زیر ساخت­ها و پیش­فرض­های متفاوت و البته کارآمدی دیگر وجود داشته است و در آینده نیز امکان ظهور گونه­های دیگری از دانش بشری وجود دارد، علت این ناباوری را باید در غلبۀ لائیسم و سکولاریسم بر روح و فکر صاحبان علم جست­وجو کرد.

در ادامه به تاریخچۀ رنسانس اشاره می­شود که چگونه به­وجود آمد و چه تأثیراتی در سرنوشت بشر امروز گذاشت و محصول دورۀ رنسانس که توأم با مادّی­گرایی بود، تمدّن غرب است که انسان امروز را غرق در مادیات کرده و از اعتقادات دینی دور ساخته و روابط اجتماعی را بر پایۀ قوانین خودساخته و سست قرارداد. در ادامۀ این بخش به نظرات چند تن از دانش­مندان غربی از جمله کانت و دکارت و هیوم اشاره شده است که دربارۀ تمدّن غربی و تأثیرات آن بر اعتقادات و باورهای دینی مردم سخن رانده­اند. در پایان این فصل به دست­اندرکاران نظام اسلامی توصیه می­شود که چنان­چه اندیشۀ احیای تمدّن الهی را درسر می­پرورانند، اگر نتوانند به صورت عینی و در قالب یک جنبش و انقلاب نرم­افزاری گسترده، فناوری جدیدی به بشر تشنۀ معارف الهی عرضه کنند، حتماً تمدّن الهی کماکان در محاق عزلت باقی خواهد ماند و میدان را برای قدرت­نمایی بیش­تر تمدّن مادّی و هماورد خواهی آن خالی خواهد کرد و نیز اگر در تولید علم و شیوه­های توزیع و مصرف آن دقّت و نظارت نداشته باشند، جنبش نوپای نرم­افزاری اسلامی با شکست مواجه خواهد شد و نیز برای پیاده­سازی و تثبیت قوانین اسلامی و مشروعیت دینی نیاز به بسترسازی و مقبولیت اجتماعی است. هم­چنین باید با تغییر شرایط و گذشت زمان مناسک و پرستش نیز بازخوانی شود و حدود این مناسک مشخص شده باشد و از افراط و تفریط در این زمینه جلوگیری شود.

فصل دوم به مبانی مهندسی تمدّن اسلامی پرداخته و راه­های تحقق انقلاب فرهنگی و تولید نرم­افزار و سخت­افزارهای متناسب با فضای حاکم بر نظام اسلامی را بررسی می­کند و تنها در این صورت می­توان از مهندسی تمدّن اسلامی سخن گفت و مجرای جریان احکام الهی را در بستری امن ایجاد کرد و نیز می­توان بین شرع مقدّس و نظام مدیریت اجتماعی پیوند برقرار کرد و تنها در این صورت می­توان نظام گزینش و توزیع مناسب اجتماعی را براساس ارزش­های الهی تعریف کرد.

یکی از اساسی­ترین نیازهای نظام اسلامی امروز، تبدیل کردن مفاهیم کلّی برگرفته از قرآن کریم و سنّت به مفاهیم عملیاتی است. به بیان دیگر مفاهیم نظری باید امکان تبدیل به ضرایب کمی را پیدا کنند تا از کارآمدی مدل­سازی اسلامی برای اقامۀ تمدّن اسلامی دفاع کرد.

بنابراین برای طراحی تمدّن اسلامی، وجود یک مدل انتقال کارآمد بسیار ضروری است و برای تحقق فرمان الهی، تفکر کردن دربارۀ طراحی مدل برنامه در نظام اسلامی است که برخی از فرزانگان جامعۀ اسلامی در صدد پی­ریزی شالودۀ سه بنیاد علمی در آرمان­شهر اسلامی، تلاش خالصانه­ای کرده و توانسته­اند مدل جامعی را برای دوران گذار طراحی کنند. سه محور این شالودۀ علمی در مدل استنباط احکام اجتماعی، مدل تولید معادلات کاربردی و مدل طراحی برنامه­های اجرایی خلاصه می­شود.

در فصل سوم مواضع و دیدگاه­های اندیش­مندان دربارۀ تمدّن اسلامی یا به اصطلاح استقرار حکومت اسلامی نقد و بررسی شده و نظریاتی در خصوص رابطۀ دین و سیاست و شریعت و معیشت مطرح شده است و دیدگاه­های مختلفی دربارۀ چارچوب و منشور حکومت اسلامی بدست آمده که برخی از این دیدگاه­های عبارتند از:

۱. فقه سنّتی، محور حکومت و تمدّن اسلامی؛

۲. فقه پویا همراه با توسعۀ موضوعی فقه، به­مثابۀ ابزار مهندسی تمدّن اسلامی؛

۳. تکیه بر کارشناسان متمدّن با هدف هم­سان­سازی فرهنگی با تمدّن غرب و آشتی مدرنیته با تمدن اسلامی؛

۴. تکیه بر تلفیق کارشناسی دینی و علمی، به عنوان تنها شیوۀ مؤثر در نظام­سازی اسلامی؛

۵. تکیه بر دین حداکثر با هدف اقامۀ تمدّن اسلامی.

با توجه به دیدگاه­های فوق می­توان ادعا کرد که دیدگاه پنجم اسلامی­شدن جامعه و معماری تمدّن اسلامی را جز با اصلاح مبانی نظری، نظام تعاریف و مفاهیم، منطق ادارۀ جامعه و قراردادن فلسفۀ عمل براساس وحی به جای فلسفه­های موجود، ممکن نمی­داند.

مؤلف در فصل پایانی به بررسی موانع فراروی مهندسی تمدّن اسلامی پرداخته شده است که برخی از این موانع در حوزۀ تئوریک و فلسفی و برخی دیگر در حوزۀ فرهنگی و اجتماعی قابل طبقه­بندی می­باشند، اما برخی دیگر ریشه در تاریخ پرفراز و نشیب مکاتب توحیدی و وجود مکاتب و نحله­ های مختلفی قراردارد که هریک خود را فرقۀ ناجیه و آرمان­ها و عقاید خود را عین اسلام می­دانند که غفلت از آن­ها، زیان­های فکری عمیقی را درپی­دارد. بنابراین شناخت دقیق موانع می­تواند زمینه­ساز طراحی راه­کارهای مناسب برای انتقال قدرت فناوری و علمی از حوزۀ الحاد به حوزۀ ایمان باشد و یکی از موانع اصلی بر سر راه تحقق تمدّن اسلامی را باید نقصان آشکار در حوزۀ عقلانیت و منطق استنباط احکام اجتماعی جست­وجو کرد که در عین محدودیت در نگرش، قرار است نظام اجتماعی را سازماندهی کند.

در ضمن تا زمانی که جوامع اسلامی از سویی، از تبعید به تفکرات گذشته خود و از دیگر سو تقلید کورکورانه از فرهنگ­های بیگانه دست برندارند، باید احیای تمدّن اسلامی را امری موهوم و دست­نایافتنی قلمداد کرد.

گفتنی است که اثر حاضر در گروه تاریخ، فرهنگ و تمدّن اسلامی از بین هزار و سیصد و چهل و شش اثر رسیده به سومین جشنوارۀ دوسالانۀ کتاب دین و پژوهش­های برتر (اردیبهشت­ ماه ۱۳۸۸)، به عنوان اثر شایستۀ تقدیر انتخاب گردید.