استفاده انسان از قوای مختلف وجودی اش و نیل به سعادت حقیقی و راستین، نیازمند شناخت معیارهای الهی و عمل مبتنی بر آن است، بر این اساس توانایی تعقّل در انسان نهاده شد تا به واسطه آن بتواند اعمال و رفتار خود را بر اساس مبناهای حقیقی عالم هستی سامان دهی نماید. ضمنا تفکر به عنوان ابزاری مهم در سیر شناخت انسان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از این رو تفکر بنیادی سعی می کند تا ضمن تبیین رابطه میان تفکر و تعقل، با ارائه تمارین عملی و کاربردی، توانمندی فرد را در استفاده صحیح از این دو قوه و ارتباط موثر میان آنها فعال نماید.